بــجـــــــــنــورد |
|
عاشق نبودی دختري مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . دختر پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت نوشته شده توسط محمد روحانی تاریخ دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 11:35 |+|
خاطرات خوش ...
شايد ديگه قسمت نشه ببينمت تو رو من شايد فقط خاطره شه لحظه هاي تو من كاشكي بدوني رفتنم فقط به خاطره تو بود دست بي رحم سرنوشت عشقمو از دلت ربود هميشه زنده مي مونم با ياد تو ترانه هام منو ببخش اگه بازم اشكام چكيد رو نامه هام ديگه تموم شد فرصتم خاطره هام پيشت باشه تموم خاطره هاي خوش خدانگهدارت باشه نوشته شده توسط محمد روحانی تاریخ چهارشنبه نهم خرداد 1386 و ساعت 18:23 |+|
|